X
تبلیغات
فیزیک

فیزیک

قوانین قطبیت مولکولها برای نخستین بار نقض شد

دانشمند ایرانی و همکارانش در دانشگاه‌های هاروارد و اشتوتگارت و موسسه ماکس پلانک آلمان در تحقیقات خود، برای نخستین بار، قوانین مربوط به قطبیت مولکول‌ها را نقض کردند.

به گزارش سرویس علمی ایسنا، به اعتقاد این محققان، مولکولی که دارای دو اتم با عناصر یکسان باشد، می‌تواند دارای دوقطبی الکتریکی دائمی باشد. این موضوع برخلاف قوانین رایج در قطبیت مولکولی است. آنها موفق به تولید چنین مولکولی شده‌اند که به آن «تری لوبیت» گفته می‌شود.

«حسین صادق‌پور» از دانشگاه هاروارد در کمبریج که رهبر این تیم تحقیقاتی در شهر «درسدن» بوده و در حال کار روی این پروژه است، می‌گوید: مسلما این مولکول‌ها باید کمی غیرمعمول باشند. آنها مولکول‌های ریدبرگ هستند که از یک اتم روبیدیم در حالت پایه تشکیل شده و با یک اتم روبیدیم دیگر که آخرین الکترون‌شان به تراز بالاتر برانگیخته شده، ترکیب شده است. ابعاد این مولکول‌ها بسیار بزرگ است، به ‌طوری که اندازه آنها هزار برابر یک مولکول نرمال است. آنها باید در دمای بسیار سرد نگهداری شوند تا پایداری کافی را برای مطالعه داشته باشند.



در کتاب‌های مربوط به مولکول‌های دوقطبی، قطبیت زمانی پدید می‌آید که دو عنصر با الکترونگاتیویته متفاوت در یک مولکول وجود داشته باشد. این ویژگی موجب می‌شود تا دانسیته الکترونی به سوی یک قطب کشیده شود. این بدان معناست که مولکول‌های چندهسته‌ای به شکلی پلاریزه می‌شوند که قطبیت به ‌سوی اتم الکترونگاتیوتر کشیده می‌شود. در مولکول‌های تک هسته‌ای، بارها از هم جدا نمی‌شوند؛ بنابراین دوقطبی دائمی وجود ندارد.

صادق‌پور می‌گوید: آنچه ما نشان دادیم، این بود که این مولکول‌ها می‌توانند دارای دوقطبی دائمی باشند. این موضوع هم به صورت محاسباتی و هم عملی ثابت شده است.

ممونتوم دوقطبی که این تیم تحقیقاتی محاسبه کرده، تقریبا 1 دیبای است. مولکول‌های بسیار قطبی نظیر کلرید سدیم در حالت گازی دارای دوقطبی 10 دیبای هستند، اما بیشتر مولکول‌های قطبی دارای دوقطبی بین یک تا دو دیبای هستند.

طی یک دهه گذشته، «حسین صادق‌پور» عضو تیمی به رهبری «کریس گرین» از دانشگاه «کلرادو» بوده که نوع ویژه‌ای از مولکول‌های ریدبرگ را پیش بینی کرده بودند. آنها معتقد بودند این مولکول‌ها دارای یک انحراف ابر الکترونی بوده که منجر به تشکیل دوقطبی دائمی بزرگ می‌شود. این تیم تحقیقاتی به این دسته از مواد نام مولکول‌های «تری لوبیت» را نهادند. ابر الکترونی در این مولکول‌ها شبیه فسیل نوعی موجود دریایی بسیار قدیمی است؛ اما تاکنون هیچ کس چنین مولکولی را نساخته بود.

در سال 2009، «تیلمان فاو» از دانشگاه «اشتوتگارت» موفق شد برای اولین بار مولکول‌های ریدبرگ را تولید کند. البته این مولکول‌ها کاملا متقارن بودند، بنابراین فاقد دوقطبی بودند.

 صادق‌پور و همکارانش نشان دادند که این مولکول به ‌طور کامل متقارن نیست و انحراف جزئی در آنها وجود دارد که موجب پدیدار شدن دوقطبی می‌شود.

منبع: ایسنا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 9:30  توسط سپیده مریم  | 

معمای نور اسرارآمیز در آسمان آلمان، حل شد

معمای نور اسرارآمیز در آسمان آلمان، حل شد

شهروندان آلمانی در شب کریسمس نور عجیبی را در آسمان دیدند که به اعتقاد عده‌ای ستاره دنباله‌دار پیشگویی تولد مسیح (ع) و از نظر بعضی دیگر یک یوفو بود اما اکنون این معمای اسرارآمیز حل شده است

دقیقاً در ساعت 17:30روز 24 دسامبر تلفن‌های مراکز فوریت‌های پلیس در بسیاری از مناطق آلمان به صدا درآمد. به طوری که در مدت 10 دقیقه در حدود 60 تماس در این مراکز ثبت شد.

افرادی که با پلیس تماس گرفتند مدعی بودند که نور اسرارآمیزی را در آسمان رویت کرده‌اند. به اعتقاد عده‌ای از آنها این نور مربوط به ستاره دنباله داری است که تولد مسیح را پیشگویی کرده و بنابراین در شب کریسمس بار دیگر در آسمان دیده شده است. درحالی که به اعتقاد بعضی دیگر نور متعلق به یک فضاپیمای بیگانه فضایی (یوفو) بوده است.

یک عکاس آلمانی به نام "جنز بورخرز" نیز موفق شده بود از این نور عکسبرداری کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، سخنگوی مرکز هوا فضای آلمان با تائید رویت این نور طی اطلاعیه‌ای این معما را حل کرد.

درحقیقت به نظر می‌رسد این نور که نه تنها در نواحی مختلف آلمان بلکه در بسیاری دیگر از نقاط اروپا از جمله بلژیک، فرانسه و هلند نیز دیده شده است، حاصل انفجار ناشی از سقوط ماهواره ارتباطی نظامی "مِریدیان" و موشک سایوز 2 بود که در نزدیکی شهر "توبولسک" در سیبری سقوط کرد.

منبع: همشهری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 19:11  توسط سپیده مریم  | 

ایجاد نخستین شهرک فضایی ایران

رئیس سازمان فضایی کشور از ایجاد اولین شهرک فضایی در ایران خبر داد.

رئیس سازمان فضایی کشور از ایجاد اولین شهرک فضایی در ایران خبر داد.



به گزارش واحد مرکزی خبر، فاضلی امروز در حاشیه مراسم راه اندازی پژوهشکده تخصصی رانشگرهای فضایی در تبریز گفت: این شهرک مطابق با استانداردهای بین المللی در مجاورت شهر تهران ساخته می شود.



وی با اشاره به اینکه در فاز اول مراحل تملک زمینی وفعالیتهای مطالعاتی آن اجرا می شود افزود: در این شهرک علاوه بر پژوهشکده های تخصصی، سامانه های سنگین فضایی نیز ایجاد خواهد شد.



فاضلی گفت:در شهرک فضایی کشور علاوه برایجاد فضای تحقیقاتی علوم فضا - هوا ، آزمایشگاه ملی فضایی نیز برای سامانه های بسیار سنگین فضا استـقرار خواهد یـافت کـه دانشمندان، دانشجویان و دانش آموزان و حتی عامه مردم نیز می توانند در پارک فضایی این شهرک با یافته های علوم فضا و هوا آشنا شوند .



رئیس سازمان فضایی کشور همچنین از ایجاد پایگاه ملی پرتاب محموله های ماهواره ای درکشور خبر داد و گفت: این پایگاه قادر خواهد بود علاوه بر پـرتاب ماهواره های مخابراتی در مدار ژئو ، محموله های ماهواره ای یا زیستی بسیار سنگین را به فضا پرتاب کند.



فاضلی گفت: در گذشته سازمان فضایی به عنوان یک معاونت زیر نظر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داشت و هم اکنون  این سازمان زیرنظر رییس جمهوری قرار گرفته و زمینه توسعه بیشتر آن فراهم شده است.



رئیس سازمان فضایی کشور همچنین از اجرای طرح علوم و اکتشافات فضایی نجوم و اخترفیزیک در تبریز خبرداد و گفت: این طرح از سوی سازمان فضایی کشور با مشارکت سازمان همکاریهای فضایی آسیا ، اقیانوسیه و آبسکو در کشورمان اجرا می شود که محل اجرای آن دانشگاه تبریز و رصدخانه مراغه است .



وی افزود: وجود قابلیت های علمی و تجهیزات فضایی دانشگاهی از جمله تلسکوپ های پیشرفته دانشگاه تبریز و رصدخانه مراغه زمینه را برای اجرای این طرح در آذربایجان شرقی فراهم کرده است .



رئیس سازمان فضایی کشور گفت: در این طرح اجرام آسمانی و زبـاله های فـضایی با مشارکت متخصصان دانشگاه تبریز پایش می شود و دانشگاه تبریز با اتصال به این شبکه در واقع به عنوان نماینده کشورمان عضو رسمی سازمان همکاریهای فضایی آسیا - اقیانوسیه می گردد.



وی گفت: مرکز تحقیقات مهندسی فضایی آذربایجان شرقی از این به بعد بـا عنوان پژوهشکده تخصصی رانشگرهای فضایی فعالیت خواهد کرد و با توجه به ظرفیت های بالای نیروی انسانی و پشتوانه علمی قوی در این استان به زودی شاهد انجام پژوهش های گسترده در این مرکز خواهیم بود.

منبع: پارس اسکای


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 19:7  توسط سپیده مریم  | 

نعل اسب انشتین

این تصویر زیبا از تلسکوپ فضایی هابل نیز یکی از حلقه‌ها را نشان می‌دهد. حلقه آبی‌رنگ درواقع تصویر کهکشانی بسیار دور است که توسط گرانش فوق‌العاده شدید کهکشان زرد-نارنجی وسط تصویر، تقویت و البته تغییر شکل یافته است. در حالت کلی، فقط بخشی از این کمان در اثر عدسی گرانشی ایجاد می‌شود، چراکه منبع نور، عدسی گرانشی و ناظر در نقاط مختلفی نسبت به یکدیگر قرار دارند، اما وقتی هر سه روی یک خط قرار داشته باشند، حلقه‌ای کامل یا نزدیک به کامل اتفاق می‌افتد.

منبع: خبرآنلاین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 18:56  توسط سپیده مریم  | 

حيرت فيزيكدانان از تقويت احتمال بطلان نظريه «نسبيت»

دانشمندان مركز هسته‌يي اروپا (سرن) بار ديگر در تلاش براي غلبه بر نظريه «نسبيت» انشتين توانستند در آزمايشي تازه، بار ديگر سرعت نور را بشكنند.



به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان يران(ايسنا)، اين آزمايش‌ها توسط ابزار «اوپرا» (پروژه نوسان با لوازم رديابي امولسيون) در شتاب‌دهنده بزرگ هادروني سرن انجام شده كه طي آن ذرات نوترينو ساخته شده در اين مركز از ميان 730 كيلومتر سنگ به آزمايشگاهي در گران‌ساسو در كوههاي آلپ ايتاليا فرستاده شد.

آزمايش تازه، نتيجه آزمايش ماه سپتامبر را كه سرعت اين ذره را بيشتر از سرعت نور مي‌شمارد، تاييد كرد.

منتقدان آزمايش اول بر اين باور بودند كه به دليل وجود 15 هزار نوترينو در يك زمان، احتمال بروز خطا در اندازه‌گيري وجود داشته اما اين بار محققان مدعي استفاده از يك شيوه اندازه‌گيري دقيق‌تر با ارسال تعداد كمتر ذرات نوترينو با فواصل زياد در ميان آنها هستند.

به گفته فيزيكدانان اتمي گران ساسو، اكنون دانشمندان اطمينان بيشتري به نتايج داشته و از آزمايشگاه‌هاي ديگر براي پيوستن به اين آزمايش و تكرار آن درخواست به عمل آورده‌اند.

اين موضوع، فرضيه 106 ساله نسبيت انيشتين، يكي از پايه هاي فيزيك مدرن را در مورد اينكه سرعت هيچ چيز به سرعت نور نمي رسد، در هم خواهد ريخت.

يافته هاي اين دو آزمايش در صورت تاييد، مفاهيم گسترده و عميقي در بر خواهد داشت. حتي بعضي ها معتقدند كه سفر در زمان نيز به لحاظ تئوريك، امكانپذير خواهد شد؛ اما برخي دانشمندان مي گويند آزمايش تازه تنها يكي از منابع احتمالي خطا را رفع كرده و آزمايش ها در اين زمينه همچنان ادامه خواهد داشت.

دانشمندان حاضر در آزمايشگاه ايتاليايي قرار است سال آينده به طور جداگانه به تكرار اين آزمايش بپردازند. آزمايشگاه مينوس آمريكا و T2K ژاپن نيز براي آزمايش مجدد اين مشاهدات اعلام آمادگي كرده‌اند.

منبع: ايسنا
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 21:15  توسط سپیده مریم  | 

نظریه کوانتوم

‌نظرية‌ كوانتوم‌

مدلهاي‌ مربوط‌ به‌ «ذره» نظير مدل‌ «توپ‌ بيليارد»، بر فيزيك‌ كلاسيك‌ ماده، حاكم‌ بوده‌ است. در قرن‌ نوزدهم، نظريه‌پردازان‌ براي‌ تشريح‌ گروه‌ متفاوتي‌ از پديده‌ها كه‌ متضمن‌ «نور» و «الكترو مغناطيس» بودند، از مدل‌ اساسي‌ ديگري‌ استفاده‌ كردند كه‌ عبارت‌ بود از: [انتشار] امواج‌ در «محيطهاي‌ ميانجي‌ پيوسته». ولي‌ در اوايل‌ قرن‌ حاضر به‌نظر مي‌رسيد كه‌ چند آزمايش‌ حيرت‌انگيز، استفاده‌ از هر دو مدل‌ «موج» و «ذره» را براي‌ هر دو نوع‌ از پديده‌ها ايجاب‌ مي‌كند. از يك‌طرف، معادلة‌ اينشتين‌ دربارة‌ اثر فتوالكتريك و كار «كامپتون» بر روي‌ پراكندگي‌ فوتون نشان‌ داد كه‌ نور در بسته‌هاي‌ مجزا و منفصل، با انرژي‌ و اندازة‌ حركت‌ معين، گسيل‌ مي‌گردد و بسيار شبيه‌ به‌ جرياني‌ از ذرات‌ عمل‌ مي‌كند، و از طرف‌ ديگر و در مقابل‌ آن، الكترون‌ها كه‌ همواره‌ به‌صورت‌ «ذرات» تصوير مي‌شدند، آثار تداخلِ‌ انتشار را كه‌ از ويژگيهاي‌ امواج‌ است، از خود نشان‌ دادند. امواج، پيوسته‌ و گسترده‌اند و به‌موجب‌ «فاز» بر يكديگر تأثير متقابل‌ دارند؛ اما ذرات، گسسته‌ و به‌ مكاني‌ خاص‌ محدودند و تأثير متقابل‌ آنها براساس‌ «اندازة‌ حركت» است. به‌نظر مي‌رسد هيچ‌ راهي‌ براي‌ تلفيق‌ اين‌ دو مدل، در مدل‌ واحد، وجود ندارد. از باب‌ نمونه، فرض‌ كنيد يك‌ دسته‌ از الكترون‌ها به‌ سمت‌ دو شكاف‌ موازي‌ كه‌ در يك‌ پردة‌ فلزي‌ قرار دارند، گسيل‌ شده‌اند و با يك‌ صفحة‌ عكاسي‌ كه‌ چند سانتيمتر پشت‌ پرده‌ قرار داده‌ شده، برخورد مي‌كنند. هر الكترون‌ به‌صورت‌ يك‌ نقطه‌ ريز بر روي‌ فيلم‌ ثبت‌ مي‌شود و به‌ مثابة‌ ذره‌اي‌ كه‌ به‌ آنجا رسيده‌ باشد به‌نظر مي‌آيد و چنانچه‌ «بار» و «جرم» الكترون‌ تقسيم‌ناپذير باشد، قاعدتاً‌ احتمال‌ مي‌رود فقط‌ از يكي‌ از دو شكاف‌ عبور كرده‌ باشد. با وجود اين، نقاطي‌ كه‌ بر روي‌ فيلم‌ مي‌افتد، الگويي‌ تداخلي‌ را از نوارهاي‌ موازي، نشان‌ مي‌دهند كه‌ تنها در صورتي‌ توضيح‌ دادني‌ است‌ كه‌ فرض‌ شود يك‌ «موج» از دو شكاف‌ عبور كرده‌ است‌ و همين‌ دوگانگي‌ موج‌ - ذره، در سرتاسر فيزيك‌ اتمي‌ يافت‌ مي‌شود، ولي‌ يك‌ فرماليزم‌ وحداني‌ رياضي‌ مي‌تواند به‌وجود آيد كه‌ امكان‌ پيش‌بيني‌ رويدادهاي‌ مشاهده‌شده‌ را به‌صورت‌ آماري‌ فراهم‌ آورد. اين‌ فرماليزم‌ رياضي، «توابع‌ موج» را براي‌ آميزه‌اي‌ از امكانها يعني‌ «تركيبي‌ از حالتها» به‌ دست‌ مي‌دهد. مي‌توان‌ احتمال‌ برخورد يك‌ الكترون‌ را به‌ هر نقطة‌ مفروض، محاسبه‌ كرد. اما در «توزيع‌ احتمال» مورد محاسبه، نقطة‌ دقيقي‌ كه‌ يك‌ الكترون‌ خاص‌ به‌ آن‌ اصابت‌ خواهد نمود، قابل‌ پيش‌بيني‌ نيست. به‌ همين‌ ترتيب‌ در نظرية‌ كوانتوم، هيچ‌ مدل‌ وحدت‌يافته‌اي‌ از اتم‌ پيدا نشده‌ است. مدل‌ اولية‌ بور دربارة‌ اتم‌ به‌ سادگي‌ قابل‌ تصوير و تجسم‌ بود: الكترون‌هاي‌ ذره‌وار در حركت‌ خود پيرامون‌ هسته، به‌ مانند يك‌ منظومة‌ شمسي‌ كوچك، از مدارهايي‌ تبعيت‌ مي‌كنند. ولي‌ «اتم» در نظرية‌ كوانتوم‌ به‌هيچ‌وجه‌ قابل‌ تصوير و تصور نيست. ممكن‌ است‌ كسي‌ بكوشد تا الگوهاي‌ «موج‌هاي‌ احتمال» را كه‌ فضاي‌ پيرامون‌ «هسته» را پر كرده‌اند، شبيه‌ نوسانهاي‌ يك‌ سمفوني‌ سه‌بعدي‌ از اصوات‌ موسيقيايي‌ كه‌ پيچيدگي‌ حيرت‌انگيزي‌ دارند، تصور كند؛ ولي‌ اين‌ تمثيل‌ كمك‌ زيادي‌ به‌ ما نمي‌كند، «اتم» در دسترسِ‌ مشاهدة‌ مستقيم‌ قرار ندارد و بر وفق‌ «كيفيات‌ حسي»، قابل‌ تصور نيست؛ حتي‌ نمي‌توان‌ آن‌ را براساس‌ مفاهيم‌ كلاسيك‌ نظير «فضا»، «زمان» و «عليت» به‌ گونه‌اي‌ منسجم‌ توضيح‌ داد. رفتارشي‌ بسيار خُرد با رفتار اشياي‌ تجربة‌ روزمره، متفاوت‌ است. ما مي‌توانيم‌ آنچه‌ را در آزمايشها رخ‌ مي‌دهد با «معادلات‌ آماري» توضيح‌ دهيم، ولي‌ نمي‌توانيم‌ صفات‌ كلاسيك‌ مأنوس‌ را به‌ ساكنان‌ جهان‌ اتمي‌ نسبت‌ دهيم. در بسط‌ و توسع‌هايي‌ كه‌ طي‌ سالهاي‌ اخير در نظرية‌ كوانتوم، به‌ سمت‌ قلمروهاي‌ هسته‌اي‌ و مادون‌ هسته‌اي‌ حاصل‌ شده‌ است، خصلت‌ «احتمالي» نظرية‌ اولية‌ كوانتوم، همچنان‌ محفوظ، مانده‌ است. نظرية‌ ميدان‌ كوانتومي، تعميمي‌ است‌ از نظرية‌ كوانتوم‌ كه‌ با نظرية‌ نسبيت‌ خاص، هماهنگ‌ و منسجم‌ است. از اين‌ نظريه‌ با موفقيت‌ بسيار در برهم‌ كنشهاي‌ الكترومغناطيس و برهم‌ كنشهاي‌ مادون‌ هسته‌اي (كروموديناميك‌ كوانتومي يا نظرية‌ كوارك) و نظرية‌ الكترو ضعيف، بهره‌برداري‌ شده‌ است. اجازه‌ دهيد چالشي‌ را كه‌ نظرية‌ كوانتوم‌ در قبال‌ اصالت‌ واقع‌ ابراز كرده‌ است، دنبال‌ كنيم. نيلزبور از به‌كارگيري‌ مدلهاي‌ موج‌ و ذره‌ و ديگر زوجها از مجموعه‌هاي‌ مفاهيم‌ متضاد، حمايت‌ مي‌كرد. بحث‌ بور دربارة‌ آنچه‌ او آن‌ را «اصل‌ مكمليت» ناميد، چند موضوع‌ را شامل‌ شد. بور تأكيد داشت‌ كه‌ سخن‌ ما دربارة‌ يك‌ «سيستم‌ اتمي» بايد همواره‌ به‌ يك‌ آرايش‌ آزمايشگاهي‌ مربوط‌ باشد؛ ما هرگز نمي‌توانيم‌ دربارة‌ يك‌ سيستم‌ اتمي‌ به‌ تنهايي‌ و «في‌ نفسه» سخن‌ بگوييم. ما بايد تأثير متقابل‌ بين‌ ذهن‌ عالم و عين‌ معلوم را در هر آزمايشي‌ مد نظر قرار دهيم. نمي‌توان‌ هيچ‌ خط‌ فاصل‌ دقيقي‌ بين‌ روند مشاهده‌ و شيء مشاهده‌ شده، رسم‌ كرد. در صحنة‌ آزمايش، ما «بازيگريم» نه‌ صرفاً‌ «تماشاچي» و ابزار آزمايشي‌ مورد استفاده‌ را خود برمي‌گزينيم. بور اظهار داشت‌ كه‌ آنچه‌ بايد به‌ حساب‌ آيد، روند تعاملي‌ [كُنشي‌ - واكنشي] «مشاهده» است، نه‌ ذهن‌ يا شعورِ‌ مشاهده‌گر. موضوع‌ ديگر در نوشتار بور، محدوديت‌ مفهومي‌ درك‌ بشر است‌ در اينجا، انسان‌ به‌عنوان‌ يك‌ عالِم‌ [=داننده] و نه‌ يك‌ آزمايشگر، كانون‌ توجه‌ قرار مي‌گيرد. بور، با شكاكيت‌ كانت دربارة‌ امكان‌ شناختِ‌ «جهان‌ في‌ نفسه» سهيم‌ است. اگر سعي‌ ما آن‌ باشد كه‌ «قالبهاي‌ مفهومي» خاص‌ را بر طبيعت‌ تحميل‌ كنيم، در اين‌ صورت‌ استفادة‌ تام‌ از ساير مدلها را مانع‌ شده‌ايم. بدين‌سان، بايد بين‌ توصيفات‌ كامل‌ عِلي‌ يا - فضا زماني، بين‌ مدلهاي‌ موج‌ يا ذره، بين‌ اطلاع‌ دقيق‌ از مكان‌ يا اندازة‌ حركت، يكي‌ را برگزينيم. هرچه‌ بيشتر از يك‌ مجموعه‌ مفاهيم‌ استفاده‌ شود، كمتر مي‌توان‌ مجموعة‌ مكمل‌ را به‌طور همزمان‌ به‌ كار برد. اين‌ محدوديت‌ دوجانبه‌ از آن‌ جهت‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ جهان‌ اتمي‌ را نمي‌توان‌ بر وفق‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كلاسيك‌ و پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير توضيح‌ داد. بنابراين، چگونه‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كوانتومي‌ به‌ واقعيت‌ جهان‌ مربوط‌ مي‌شود؟ ديدگاههاي‌ مختلف‌ دربارة‌ جايگاه‌ «نظريه‌ها» در علم، تعبير و تفسير متفاوتي‌ از نظرية‌ كوانتوم‌ مي‌كنند. 1. اصالت‌ واقع‌ كلاسيك: نيوتن‌ و تقريباً‌ تمام‌ فيزيكدانان‌ قرن‌ نوزدهم، نظريه‌ها را توصيفات‌ 8«طبيعت»، آن‌گونه‌ كه‌ في‌ نفسه‌ و مستقل‌ از مشاهده‌گر تحقق‌ دارد، تلقي‌ مي‌كردند. فضا [=مكان]، زمان، جرم، و ساير «كيفيات‌ اوليه» خواص‌ همة‌ اشياي‌ واقعي‌اند. مدلهاي‌ مفهومي، نسخه‌ بدلهايي‌ از جهانند كه‌ ما را قادر مي‌سازند تا ساختار مشاهده‌ناپذير جهان‌ را با اصطلاحات‌ مأنوس‌ كلاسيك‌ مجسم‌ كنيم. اينشتين‌ اين‌ سنت‌ را با پافشاري‌ بر اين‌ نكته‌ ادامه‌ داد كه‌ يك‌ توصيف‌ كامل‌ از سيستم‌ اتمي، مستلزم‌ مشخص‌ كردن‌ متغيرهاي‌ كلاسيك‌ «مكان‌ - زماني» است‌ كه‌ حالت‌ آن‌ را به‌ گونه‌اي‌ عيني‌ و غيرمبهم، تعيين‌ كند. او بر آن‌ بود كه‌ چون‌ نظرية‌ كوانتوم‌ چنين‌ نيست‌ پس‌ نظريه‌اي‌ ناقص‌ است‌ و عاقبت‌ به‌وسيلة‌ نظريه‌اي‌ كه‌ انتظارهاي‌ كلاسيك‌ را تحقق‌ بخشد، كنار گذاشته‌ خواهد شد. 2. ابزارانگاري:مطابق‌ اين‌ رأي، نظريه‌ها ساخته‌هاي‌ مفيد بشر و تمهيدهايي‌ براي‌ محاسبه‌اند كه‌ جهت‌ مرتبط‌ كردن‌ مشاهدات‌ و انجام‌ پيش‌بيني‌ها به‌ كار مي‌آيند. آنها همچنين‌ ابزارهايي‌ عملي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ كنترل‌ فني‌ شمرده‌ مي‌شوند. مبناي‌ داوري‌ دربارة‌ آنها، مفيد بودنشان‌ در به‌ ثمر رساندن‌ اين‌ اهداف‌ است، نه‌ مطابقت‌ آنها با واقعيت‌ (كه‌ براي‌ ما امري‌ دست‌نيافتني‌ است). مدلها، مجعولهايي‌ تخيلي‌اند كه‌ موقتاً‌ براي‌ ساختن‌ نظريه‌ها استفاده‌ مي‌شوند و پس‌ از آن‌ مي‌توان‌ آنها را كنار نهاد؛ آنها بازنمودهاي حقيقي‌ جهان‌ نيستند. اگرچه‌ مي‌توانيم‌ از معادلات‌ كوانتومي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير استفاده‌ كنيم، اما نمي‌توانيم‌ در ميان‌ مشاهداتمان‌ از اتم‌ سخن‌ بگوييم. اغلب‌ چنين‌ پنداشته‌ مي‌شود كه‌ بور قاعدتاً‌ بايد ابزارگرا باشد، زيرا او در بحث‌ طولاني‌ با اينشتين، اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ را رد كرده‌ است. اما آنچه‌ او واقعاً‌ گفت، آن‌ است‌ كه‌ مفاهيم‌ كلاسيك‌ را نمي‌توان‌ بدون‌ ابهام‌ براي‌ تشريح‌ سيستمهاي‌ اتمي‌ موجود به‌ كار برد. از مفاهيم‌ كلاسيك‌ فقط‌ مي‌توان‌ براي‌ توضيح‌ پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير، در موقعيتهاي‌ ويژة‌ آزمايشگاهي‌ استفاده‌ كرد. ما نمي‌توانيم‌ جهان‌ را آن‌ گونه‌ كه‌ «في‌ نفسه» تحقق‌ دارد، جداي‌ از تأثير متقابل‌ ما با آن، مجسم‌ كنيم. بور، به‌ ميزان‌ زيادي‌ با نقد طرفداران‌ ابزارانگاري‌ از اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ موافق‌ بود ولي‌ او به‌طور مشخص‌ از ابزارانگاري‌ حمايت‌ نمي‌كرد و با تحليل‌ دقيق‌تر به‌نظر مي‌رسد كه‌ او گزينة‌ سومي‌ را اختيار كرده‌ باشد. 3. اصالت‌ واقع‌ نقادانه: قايلين‌ به‌ اصالت‌ واقع‌ نقادانه، نظريه‌ها را بازنمودهايي‌ ناتمام‌ از جنبه‌هاي‌ محدود جهان، آن‌گونه‌ كه‌ با ما در كُنشِ‌ متقابلند، تلقي‌ مي‌كنند. نظريه‌ها به‌ ما اجازه‌ مي‌دهند تا جنبه‌هاي‌ مختلف‌ جهان‌ را كه‌ در موقعيتهاي‌ گوناگون‌ آزمايشگاهي‌ آشكار مي‌شوند، به‌ يكديگر مرتبط‌ كنيم. از نظر حاميان‌ اصالت‌ واقع‌ نقادانه، مدلها، اگرچه‌ انتزاعي‌ و گزينشي‌اند اما براي‌ مجسم‌ كردن‌ ساختارهاي‌ جهان‌ كه‌ موجب‌ اين‌ كنشهاي‌ متقابلند، كوششهايي‌ ضروري‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند. در اين‌ نگرش، هدف‌ علم، فهم‌ است‌ نه‌ كنترل. تأييد پيش‌بيني‌ها آزموني‌ است‌ براي‌ فهم‌ معتبر ولي‌ خودِ‌ پيش‌بيني، هدف‌ علم‌ نيست. بخوبي‌ مي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ بور - اگرچه‌ نوشته‌هاي‌ او همواره‌ واضح‌ نبوده‌ است‌ - صورتي‌ از اصالت‌ واقع‌ نقادانه‌ را پذيرفته‌ بود. او در بحث‌ با اينشتين، واقعيت‌ الكترون‌ها يا اتم‌ها را انكار نكرد، بلكه‌ مدعي‌ بود كه‌ آنها از آن‌ دسته‌ اشيايي‌ نيستند كه‌ توصيفات‌ فضا - زماني‌ كلاسيك‌ را مي‌پذيرند. وي‌ پديدارشناسي «ماخ» را كه‌ واقعيت‌ اتم‌ها را مورد ترديد قرار مي‌داد، نپذيرفت. «هِنري‌ فولس»، اين‌ بحث‌ را چنين‌ خلاصه‌ مي‌كند: «او [بور] چارچوب‌ كلاسيك‌ را كنار گذاشت‌ و استنباط‌ واقع‌گرايانه‌ را دربارة‌ توصيف‌ علمي‌ طبيعت‌ حفظ‌ نمود. آنچه‌ او طرد مي‌كند اصالت‌ واقع‌ نيست، بلكه‌ تعبير كلاسيك‌ آن‌ است.» بور، واقعيت‌ سيستم‌ اتمي‌ را كه‌ با سيستم‌ مشاهده‌گر در برهم‌ كنش‌ است، مسلم‌ فرض‌ مي‌گرفت. در قبال‌ تعبيرهاي‌ ذهن‌گرا از نظرية‌ كوانتوم‌ كه‌ مشاهده‌ را يك‌ برهم‌ كنش‌ ذهني‌ - فيزيكي تلقي‌ مي‌كنند، بور از برهم‌كنشهاي‌ فيزيكي‌ ميان‌ سيستمهاي‌ ابزاري‌ و اتمي، در وضعيت‌ كامل‌ آزمايشگاهي، سخن‌ مي‌گويد. به‌علاوه، «موج‌ و ذره» يا «اندازة‌ حركت‌ و موقعيت‌ مكاني» يا ديگر وصفهاي‌ مكمل، حتي‌ اگر هم‌ بروشني‌ قابل‌ اطلاق‌ نباشند، بر يك‌ شيء واحد صدق‌ مي‌كنند. آنها از نمودهاي‌ متفاوتِ‌ سيستم‌ اتمي‌ واحد حكايت‌ مي‌كنند. «فولس» مي‌نويسد: «بور احتجاج‌ مي‌كند كه‌ اين‌گونه‌ باز نمودها، انتزاعهايي‌ هستند كه‌ در امكان‌ توصيف‌ يك‌ پديده‌ به‌عنوان‌ كنش‌ متقابل‌ ميان‌ سيستمهاي‌ مشاهده‌گر و سيستمهاي‌ اتمي، نقشي‌ حياتي‌ ايفا مي‌كنند، اما نمي‌توانند خواص‌ يك‌ واقعيت‌ مستقل‌ را تصوير كنند .... ما مي‌توانيم‌ چنين‌ واقعيتي‌ را به‌ حسب‌ توانايي‌ آن‌ براي‌ ايجاد برهم‌ كنشهاي‌ گوناگون‌ توصيف‌ كنيم‌ - برهم‌ كنشهايي‌ كه‌ نظرية‌ مذكور، آنها را تأمين‌كنندة‌ شواهد مكمل‌ دربارة‌ شيء عيني‌واحد قلمداد مي‌كند. بور نگرش‌ اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ را كه‌ براساس‌ آن، جهان‌ دربردارندة‌ موجوداتي‌ با خواص‌ معين‌ كلاسيك‌ است، نپذيرفت. ولي‌ با وجود اين، بر آن‌ بود كه‌ جهاني‌ واقعي‌ وجود دارد كه‌ در كُنِش‌ متقابل، توانايي‌ ايجاد پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير را داراست. فولس‌ كتاب‌ خود را دربارة‌ بور با اين‌ نتيجه‌گيري‌ به‌ پايان‌ مي‌رساند: «هستي‌شناسي اي‌ كه‌ اين‌ نحوة‌ تعبير و تفسير از پيام‌ "بور" مستلزم‌ آن‌ است، اشياي‌ فيزيكي‌ را نه‌ مطابق‌ با چارچوب‌ كلاسيك‌ و از راه‌ خواص‌ معين‌ كه‌ با خواص‌ پديده‌ها مطابقند، بلكه‌ از طريق‌ توان‌ آنها براي‌ ظاهر شدن‌ در نمودهاي‌ گوناگون‌ پديده‌ها، توصيف‌ مي‌كند. بدين‌ترتيب‌ در چارچوب‌ مكمليت، حفظ‌ استنباط‌ واقع‌گرايانه‌ و پذيرفتن‌ كامل‌ بودن‌ نظرية‌ كوانتوم‌ فقط‌ با تجديد نظر در فهم‌ ما از ماهيت‌ يك‌ واقعيت‌ مستقل‌ فيزيكي‌ و اينكه‌ ما چگونه‌ مي‌توانيم‌ آن‌ را بشناسيم، ممكن‌ است.»[6] كوتاه‌ سخن‌ اينكه‌ ما بايد اكيداً‌ جدايي‌ قاطع‌ بين‌ مشاهده‌گر و شيء مشاهده‌شده‌ را كه‌ در فيزيك‌ كلاسيك‌ فرض‌ مي‌شد، انكار كنيم. براساس‌ نظرية‌ كوانتوم، مشاهده‌گر همواره‌ يك‌ شريك‌ و سهيم‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. در مكمليت، استفاده‌ از يك‌ مدل، استفاده‌ از مدلهاي‌ ديگر را محدود مي‌سازد. مدلها، بازنمودهاي‌ نمادين‌ (سَمبوليك) از وجوه‌ واقعيتِ‌ متعاملند كه‌ نمي‌توانند منحصراً‌ بر وفق‌ شباهتهايي‌ كه‌ با تجربة‌ روزمره‌ دارند، مجسم‌ شوند. آنها صرفاً‌ به‌طور كاملاً‌ غيرمستقيم، با جهان‌ اتمي‌ و يا با پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير، مربوط‌اند. ولي‌ ما مجبور نيستيم‌ ابزارانگاري‌اي‌ را بپذيريم‌ كه‌ نظريه‌ها و مدلها را ابزارهاي‌ فكري‌ و عملي‌ مفيدي‌ مي‌انگارد كه‌ دربارة‌ جهان‌ چيزي‌ به‌ ما نمي‌گويند. خودِ‌ بور پيشنهاد كرد كه‌ ايدة‌ مكمليت‌ قابل‌ بسط‌ به‌ ساير پديده‌هايي‌ است‌ كه‌ با دو نوع‌ مدل، تحليل‌پذيرند، مانند: مدلهاي‌ «مكانيستي‌ و ارگانيك» در زيست‌شناسي؛ مدلهاي‌ «رفتارگرايانه‌ و درون‌ نگرانه» در روان‌شناسي؛ مدلهاي‌ «جبر» و «اختيار» در فلسفه؛ يا مدلهاي‌ «عدل‌ الهي‌ و «عشق‌ الهي» در الهيات. بعضي‌ نويسندگان‌ پا را فراتر نهاده‌ و از مكمليت‌ «علم» و «دين» سخن‌ مي‌گويند. بدين‌سان‌ «سي.اي. كولسون» پس‌ از تشريح‌ دوگانگي‌ موج‌ - ذره‌ و تعميم‌ بور از آن، علم‌ و دين‌ را «توضيح‌هاي‌ مكمل‌ دربارة‌ واقعيت» مي‌نامد. من‌ به‌ اين‌گونه‌ استعمال‌ گسترده‌ از اصطلاح‌ مزبور، با ديدة‌ شك‌ مي‌نگرم. در زير چند شرط‌ را براي‌ به‌ كار بردن‌ مفهوم‌ مكمليت‌ مطرح‌ مي‌كنم: 1. مدلها بايد فقط‌ در صورتي‌ مكمل‌ يكديگر ناميده‌ شوند كه‌ به‌ يك‌ موجود واحد و يك‌ گونة‌ واحد منطقي‌ اشاره‌ كنند. موج‌ و ذره، مدلهايي‌ براي‌ يك‌ موجود منفرد (مثلاً‌ يك‌ الكترون) در يك‌ موقعيت‌ منفرد (مثلاً‌ در يك‌ آزمايش‌ دو شكاف) به‌شمار مي‌آيند. آنها هر دو در يك‌ سطح‌ منطقي‌ قرار دارند و قبلاً‌ در يك‌ شعبه‌ از علم‌ استعمال‌ شده‌اند. اين‌ شرايط‌ در مورد علم‌ و دين‌ صدق‌ نمي‌كند. آن‌ دو، نوعاً‌ در موقعيت‌هايي‌ متفاوت‌ پديد مي‌آيند و در زندگي‌ انسان‌ وظايف‌ مختلفي‌ را به‌ انجام‌ مي‌رسانند. ازاين‌رو، من‌ علم‌ و دين‌ را زبانهاي‌ بديل مي‌دانم‌ و اصطلاح‌ مكمليت‌ را به‌ مدلهاي‌ مربوط‌ به‌ يك‌ گونة‌ واحد منطقي‌ و در چارچوب‌ يك‌ زبان‌ خاص، محدود مي‌كنم؛ نظير مدلهاي‌ «انسان‌وار» و «غيرانسان‌وار» براي‌ خداوند. 2. بايد روشن‌ شود كه‌ كاربرد اصطلاح‌ مذكور در خارج‌ از فيزيك، «تمثيلي» است‌ و نه‌ «استدلالي». بايد دلايل‌ مستقلي‌ براي‌ ارزش‌ دو مدل‌ بديل‌ و يا مجموعه‌هايي‌ از ساختها در حوزة‌ ديگر وجود داشته‌ باشد. نمي‌توان‌ فرض‌ كرد كه‌ مدلهاي‌ مفيد در فيزيك، در ساير رشته‌ها نيز ثمربخش‌ باشند. 3. مكمليت، هيچ‌ توجهي‌ را براي‌ پذيرش‌ غيرنقادانة‌ حصرهاي‌ دووجهي فراهم‌ نمي‌آورد. اين‌ اصطلاح‌ را نمي‌توان‌ براي‌ اجتناب‌ از پرداختن‌ به‌ ناهماهنگيها يا «وِتو» كردن‌ جست‌وجوي‌ وحدت، به‌ كار برد. دربارة‌ ويژگي‌ متناقض‌نما در دوگانگي‌ موج‌ - ذره‌ نبايد مبالغه‌ شود. ما نمي‌گوييم‌ كه‌ يك‌ الكترون‌ هم‌ موج‌ است‌ و هم‌ ذره، بلكه‌ مي‌گوييم‌ رفتاري‌ موج‌گونه‌ و ذره‌وار از خود نشان‌ مي‌دهد. به‌علاوه، ما يك‌ فرماليزم‌ رياضيِ‌ وحدت‌يافته‌ در اختيار داريم‌ كه‌ لااقل، پيش‌بيني‌هايي‌ احتمالي‌ را فراهم‌ مي‌آورد، حتي‌ اگر تلاشهاي‌ گذشته، هيچ‌ نظريه‌اي‌ را بهتر از نظرية‌ كوانتوم‌ در مطابقت‌ با داده‌ها به‌ دست‌ نداده‌ باشد، ما نمي‌توانيم‌ تحقيق‌ براي‌ مدلهاي‌ وحدت‌ بخش‌ جديد را طَرد كنيم. انسجام، حتي‌ اگر با اعتراف‌ به‌ محدوديتهاي‌ زبان‌ و تفكر بشري‌ تعديل‌ شده‌ باشد، همواره‌ در سراسر پژوهش‌ انديشه‌مندانه‌ به‌صورت‌ يك‌ آرمان‌ باقي‌ مي‌ماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 20:34  توسط سپیده مریم  | 

فیزیکدانان

فیزیک‌دان دانشمندی است که در زمینهٔ فیزیک به مطالعه و پژوهش می‌پردازد. فیزیک‌دانان به بررسی طیف گسترده‌ای از پدیده‌های فیزیکی در بسیاری از شاخه‌های فیزیک می‌پردازند: از ذره‌های زیراتمی که همهٔ مواد معمولی از آن‌ها ساخته شده‌اند تا رفتار جهان ماده به عنوان یک کل.

از فیزیک‌دان‌های نامدار می‌توان به نیوتون، اینشتین، ارشمیدس، خوارزمی، ابن هیثم، کوپرنیک، کپلر، گالیله، رادرفورد، پلانک، ماری کوری، شرودینگر، فارادی، فرمی، پائولی، آمپر، کارنو، ماکسول، هایزنبرگ، هرتز، هاوکینگ، هوک، تسلا، بور و دیراک اشاره کرد.

نیوتون:

سِر آیزاک (یا اسحاق) نیوتن (به انگلیسی: Sir Isaac Newton) ا(۴ ژانویه ۱۶۴۳ – ۳۱ مارس۱۷۲۷)فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره شناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بوده‌است. وی در سال ۱۶۸۷ میلادی شاهکار خود «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را به نگارش درآورد. در این کتاب او مفهوم گرانش عمومی را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. از دیگر کارهای مهم او بنیان‌گذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال است.

نام نیوتن با انقلاب علمی در اروپا و ارتقای نظریهٔ خورشید-مرکزی پیوند خورده‌ است. او نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف کرد. وی همچنین توانست برای اثبات قانون‌های حرکت سیاره‌های کپلر برهان‌های ریاضی بیابد. در جهت بسط قوانین نامبرده، او این جستار را مطرح کرد که مدار اجرام آسمانی مانند ستارگان دنباله دار، لزوماً بیضوی نیست بلکه می‌تواند هذلولی یا شلجمی نیز باشد. افزون بر اینها، نیوتن پس از آزمایش‌های دقیق دریافت که نور سفید ترکیبی از تمام رنگ‌های موجود در رنگین‌کمان است. او فرضیه موجی هویگنس را دربارهٔ نور رد کرد. از دیدگاه نیوتن نور جریانی از ذرات است که از چشمه نور به بیرون فرستاده می‌شوند.

 

اینشتین:

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ - درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری زادهٔ آلمان بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند. در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است.

Albert Einstein Head.jpg 

ارشمیدس:

ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود. ارشمیدس یکی از بزرگترین دانشمندان ریاضی و مکانیک در عصر خودش بود.

از آثار علمی او می توان کشف قانون مایعها و گازها (معروف به قانون ارشمیدس در شاره ها)، تعیین جرم حجمی طلا و نقره و بعضی فلزات دیگر و اختراع پیچ مخصوص حلزونی شکل به نام پیچ ارشمیدس برای بالا بردن آب اشاره کرد.
همچنین تألیف کتابهایی از جمله اصول مکانیک ، درباره اجسام شناور ، درباره کره و استوانه ، اندازه گیری دایره و پیچها از دیگر کارهای برجسته این دانشمند دوران باستان است.

خوارزمی:

ابوجعفر محمد بن موسای خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ایرانی می‌باشد. از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست جز اینکه وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی در خوارزم (ازبکستان کنونی) که در آن زمان، بخشی از قلمرو حکومت خوارزمشاهیان بود، زاده شد. شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات به‌ویژه در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سده‌های میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند. وی را پدر جبر نامیده‌اند.بیشترین چیره‌دستی وی در حل معادله‌های خطی و درجه دوم بوده‌است. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از دستگاه اعداد لاتین به دستگاه اعداد هندی تغییر یابد که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.

ابن هیثم:

ابوعلی، حسن بن حسن (یا محمدبن حسین) بن هیثم بصری، ریاضی دان برجسته و بزرگترین فیزیکدان و نورشناس مسلمان قرن 4 هجری قمری، (مطابق با قرن دهم میلادی)، که در آثار لاتینی قرون وسطی نام او به صورت "آونتان" (Aventan) و بیشتر به صورت "آلهازن" (Alhazen) آمده است. باوجود شهرت بسیار ابن هیثم، اطلاعات زیادی درباره دورانهای مختلف زندگی، تحصیلات و استادان او در دست نیست. آنچه در این باره وجود دارد، غالبا روایاتی است که حدود 3 قرن پس از او، در چند منبع تاریخی آمده است که میان آنها نیز تناقض وجود دارد. ابن هیثم اهل بصره بود و مورخین براساس شواهدی، ولادت او را در سال 354 ق می دانند. چنانکه خود او در یکی از رسالاتش نوشته، پس از مشاهده اختلاف مردم در راههای وصول به حقیقت، به بررسی آراء و عقاید گوناگون برای یافتن راهی مطمئن به سوی حق پرداخته و چون به نتیجه ای نرسیده، سرانجام معتقد شده که جز از طریق علمی که ماده اش امور حسی و صورتش امور عقلی باشد - یعنی طبیعیات و الهیات و منطق - نمی توان به حق دست پیدا کرد و چنین به نطر می رسد که پس از این مشغول تحصیل علوم طبیعی و فلسفی می شود.

کوپرنیک:

نیکلاس کوپرنیک (به لهستانی: Mikołaj Kopernik، به آلمانی: Nikolaus Kopernikus)‏ (۱۹ فوریه ۱۴۷۳ - ۲۴ مه ۱۵۴۳) ستاره‌شناس، ریاضیدان، فیزیکدان و اقتصاددانی لهستانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظوم شمسی را بسط داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سال‌ها مطالعه و رصد اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.

نظریه انقلابی کوپرنیک یکی از درخشان‌ترین کشفیات عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستاره‌شناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را دربارهٔ جهان هستی دگرگون کرد.

 

کپلر:

یوهانس کپلر (به آلمانی: Johannes Kepler) (زادهٔ ۲۷ دسامبر ۱۵۷۱ درگذشت ۱۵ نوامبر ۱۶۳۰، وایل‌دراشتات، آلمان) دانشمند، ریاضیدان و ستاره‌شناس سرشناس آلمانی. کپلر را پدر علم ستاره‌شناسی جدید می‌دانند. وی با تحقیق دربار‌هٔ ستارگان و سیارات، توانست قوانین معروف كپلر راارائه دهد كه امروزه به عنوان قوانین سه‌گانهٔ كپلر در ستاره‌شناسی بكار می‌رود، او وقتی ادعا كرد كه سیاره‌ها در مدارهای بیضوی بدور خورشید می‌چرخند و خورشید تنها نیروی اداره كنند‌هٔ مدارهای سیارات است، مورد اعتراض سنت‌ها وباورهایی كه قرن‌ها پایدار بود قرار گرفت.
کپلر یكی از طرفداران سرسخت نظریه خورشید مركزی یا منظومهٔ شمسی بود.

نقاشی یوهان کپلر بوسیله هنرمند ناشناس در سال ۱۶۱۰

 

 

 گالیله:

گالیلئو گالیله (به ایتالیایی: Galileo Galilei)‏ (۱۵ فوریهٔ ۱۵۶۴ - ۸ ژانویهٔ ۱۶۴۲) دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیائی در سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی بود. گالیله در فیزیک، نجوم، ریاضیات و فلسفه علم تبحر داشت و یکی از پایه‌گذاران تحول علمی و گذار به دوران دانش نوین بود.

بخشی از شهرت وی به دلیل تأیید نظریه کوپرنیک مبنی بر مرکزیت نداشتن زمین در جهان است که منجر به محاکمه وی در دادگاه تفتیش عقاید شد. گالیله با تلسکوپی که خود ساخته بود به رصد آسمان‌ها پرداخت و توانست جزئیات سطح ماه را مشاهده کند.

پرتره‌ای از گالیله

رادرفورد:

ارنست رادرفورد ( Ernest Rutherford) فیزیکدانی هسته‌ای اهل نیوزلند بود. رادرفورد در سال ۱۸۹۵ به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آنجا تحت مدیریت جی.جی تامسون مشغول به کار شود تامسون که استاد فیزیک تجربی بود رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیواکتیوی ناهمانند شناسایی کرد او پی برد که بخشی از تابش با برگه‌ای به ضخامت یک پانصدم سانتی متر قابل ایستادن بود اما برای متوقف کردن بخش دیگر برگه‌های بس ضخیم تری لازم بود او اولین اشعه‌ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیده کننده‌ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می‌شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می‌کرد اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه بتا نامید . تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود در سال ۱۹۰۰ به‌وسیله پل اوریچ ویلارد(فیزیکدان فرانسوی) کشف شد این پرتو نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و بسامد آن فوق العاده زیاد بود تابش جدید، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم : فرآیند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانیوم بصورت یک هسته اتم هلیم و بر جای ماندن اتمی سبکتر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است از کشف آنها نتیجه گیری شد که رادیوم تنها عنصر از شرته عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است.
رادرفورد در سال ۱۹۰۳ به عضویت انجمن سلطنتی لندن در آمد و در سال ۱۹۰۴ نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می‌شود، منتشر کرد شهرت رو به افزون رادرفورد در جوامع علمی سبب شد که از طرف دانشگاه‌ها تصدی کرسی‌های زیادی به وی پیشنهاد شود او در سال ۱۹۰۷ به انگلستان بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد رادرفورد در دانشگاه منچستر رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه‌های تازه در باره ساختار اتم شد آن دوره پر ثمرترین دوره زندگی دانشگاهی او بود رادرفورد به پاس کوششهای علمی خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه نوبل سال ۱۹۰۷ در شیمی نقطه اوج آن بود این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند بزرگ‌ترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود پیش از رادرفورد اتم به گفته خود او یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد دیگر در سینه هم بود.

Ernest Rutherford.jpg

پلانک:

ماکس کارل ارنست لودویگ پلانک (۲۳ آوریل ۱۸۵۸ - ۴ اکتبر ۱۹۴۷) یکی از مهم‌ترین فیزیک‌دانان آلمان در سده ۱۹ میلادی و اوایل سده ۲۰ بود. او را پدر نظریهٔ کوانتوم می‌شناسند. پلانک در سال ۱۹۰۰ به این نتیجه رسید که برای توضیح پدیدهٔ تابش جسم سیاه باید ایده کاملاٌ جدیدی را پیش کشید. وی این فکر را که انرژی نیز مانند ماده از آحاد یا بسته‌های کوچکی درست شده است، در میان نهاد. آن بسته را کوانتوم نامید که کلمه‌ای برگرفته از زبان لاتین به معنی چقدر و جمع آن کوانتا بود، این فکر که با اصول و قوانین آن زمان مطابقت نداشت، بالطبع مخالفانی بوجود آورد. ولی این مخالفت‌ها بیش از ۵ سال طول نکشید، زیرا تئوری انیشتین که متکی به تئوری کوانتا بود، بیان شد و ارزش واقعی و حقیقی تئوری پلانک را معلوم نمود. بعد از آن پلانک و انیشتین با یکدیگر مکاتباتی آغاز کردند که تا پایان عمر پلانک ادامه یافت و سبب همکاری‌های مهمی بین آن‌ها در زمینهٔ خواص نور نیز شد.

سهمی که پلانک در پیشبرد علم ادا کرد، او را به یکی از برترین دانشمندان تبدیل کرد. او مورد احترام همکاران خود در همهٔ حوزه‌های علمی و از همهٔ ملیت‌های جهان بود.

Max planck.jpg

ماری کوری:

ماریا اسکلودوسکا کوری(ماری کوری) در ۷ نوامبر سال ۱۸۶۷ در ورشو پایتخت لهستان متولد شد. در سال ۱۸۹۳ لیسانس خود را در رشته فیزیک دریافت کرد و تنها یک سال بعد در رشته ریاضیات نیز موفق  به اخذ لیسانس گردید.

این واقعیت که پرتوهای رادیوم می‌توانند بافتهای زنده اندامها را از بین ببرند، به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد کشف کوری‌ها مشخص گردید. پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی بزودی دریافتند که به این وسیله می‌توانند غده‌ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز می‌کنند، از بین ببرند. بسیاری از بیماران سرطانی که توانسته‌اند با موفقیت درمان شوند و از مرگ نجات یابند، عمر دوباره و سلامتی خود را مرهون تلاشهای خستگی‌ناپذیر و انگیزه والای این زن بی‌همتا هستند.

شرودینگر:

اروین شرودینگر (به انگلیسی: Erwin Schrödinger) (۱۸۸۷ - ۱۹۶۱) فیزیک‎دان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت. او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت. در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریه‌ای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و به‌وسیله اروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمی‎دانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسی‌ترین معادله غیر نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه نوبل در فیزیک شد. در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت انیشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. در سال ۱۹۳۶ او به سمت رییس دانشگاه گراتس اتریش درآمد. در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازی‌ها به اتریش او اتریش را ترک کرد. او در سال ۱۹۶۱ و پس از بازگشت به وین درگذشت.

Erwin Schrodinger2.jpg

فارادی:

مایکل فارادی (۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ - ۲۲ اوت ۱۸۶۷) دانشمندی (فیزیکدان و شیمیدان ) انگلیسی که با زمینه‌های الکترومغناطیس و الکتروشیمی مرتبط بود و یک حکیم مادی بود. وی چراغ بونزن را ابداع کرد.

فارادی درباره میدان مغناطیسی موجود در دور یک رسانا که جریان DC حمل می‌کند مطالعاتی داشت و مفاهیم اولیه میدان الکترومغناطیس را در فیزیک بنیان نهاد. وی القای الکترومغناطیسی و قانون های برقکافت را کشف کرد. او اثبات کرد که خاصیت مغناطیسی می‌تواند بر روی شعاع های نور اثر می گذارد و رابطه‌ای اساسی بین این دو برقرار است. اختراعات او در زمینه دستگاه‌های چرخنده الکترومغناطیس اساس فناوری موتور الکتریکی را پی ریزی کرد و این وضع ناشی از تلاش‌های او در زمینه کاربرد الکتریسیته در فناوری بود.

با وجود این که فارادی علوم رسمی کمی آموخت و ریاضیات عالی را خیلی کم یاد گرفت (مثل حساب دیفرانسیل و انتگرال)، یکی از تاثیر گذار ترین دانشمندان تاریخ بود. برخی از مورخان علم او را به عنوان بزرگ‌ترین تجربه‌گر در تاریخ علم می‌دانند. فاراد که واحد ظرفیت الکتریکى در SI است بعد از او به این اسم نامیده شد همانطور که ثابت فارادی، بار الکتریکی یک مول از الکترون است (حدود 96,485 کولن). قانون القای فارادی بیان می‌کند که میدان مغناطیسی که با زمان تغییر می‌کند به همان نسبت نیروی محرکه الکتروموتیو تولید می‌کند.

فارادی اولین و بهترین دانای گرانسنگ در علم شیمی (Fullerian Professor of Chemistry) در انستیتوی سلطنتی بریتانیای کبیر بود؛ مقامی که در تمام طول عمرش به آن منتسب بود.

فارادی فرد بسیار مذهبی بود. او یکی از اعضای کلیسای ساندمانیان ( Sandemanian Church) بود. یکی از فرقه‌های مسیحیت که در سال 1730 پایه گذاری شد و ایمان و التزام کاملی را نیاز دارد. تذکره نویسان خاطر نشان کرده اند که "حس عمیقی از یگانگی خدا و یکپارچگی طبیعت در زندگی و کارهای فارادی نفوذ داشت.

Faraday Cochran Pickersgill.jpg

فرمی:

انریکو فرمی (به انگلیسی: Enrico Fermi) (زاده ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۱ در رم، ایتالیا؛ درگذشته ۲۸ نوامبر۱۹۵۴ در شیکاگو، ایالات متحده)، فیزیکدان آمریکایی ایتالیایی الاصل است. او شهرتش را بیشتر مدیون زحمت‌هایش در موضوع واپاشی بتا، طراحی اولین رآکتور هسته‌ای و همچنین گسترش نظریه کوانتومی می‌باشد. فرمی سال ۱۹۳۸ موفق به دریافت جایزه نوبل فیزیک شد که در رابطه با کارهایش در مورد رادیواکتیوی انجام داده بود. وی یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانان هسته‌ای قرن بیستم به شمار می‌رود. او در هفده سالگی به تحصیل فیزیک در دانشگاه پیزا پرداخت، که آن را با مقطع دکترا در مورد پراکندگی اشعه ایکس سال ۱۹۲۲ به پایان رسانید. بین سال‌های ۱۹۳۰-۱۹۴۰ همراه با برونو پونته‌کورو، در تحقیقات در مورد نوترینوها شرکت داشت. فرمی تابستان ۱۹۴۴ به همراه خانواده‌اش به لاس‌ آلاموس در نیومکزیکو رفت و به عنوان مشاور روبرت اوپنهایمر نقش به سزایی در ساخت و اختراع بمب اتمی داشت. وی تا روزهای آخر عمر خود در ایلینوی سکونت داشت و کرسی استادی دانشگاه شیکاگو را نیز بر عهده داشت. بعد از دریافت جایزه نوبل سال ۱۹۳۸، او همچنین موفق به کسب مدال ماکس پلانک در سال ۱۹۵۴ شد. به نام فرمی، گاز فرمی (گازهای الکترونی)، فرمیون‌ها (گروهی از ذرات بنیادی) و همچنین عنصر شیمیایی فرمیوم اسمگذاری شده است. کمیسیون انرژی اتمی آمریکا به یادبود این دانشمند بزرگ، جایزه انریکو فرمی را به ارزش ۳۷۵٬۰۰۰ دلار پایه‌گذاری کرده، که هر ساله اعطا می‌شود.

آمپر:

آندره-ماری آمپِر (۲۲ ژانویه ۱۷۷۵ - ۱۵ ژوئن ۱۸۳۶ میلادی) ریاضیدان، فیزیکدان و مکتشف فرانسوی است. وی به‌عنوان یکی از کاشفان اصلی الکترومغناطیس مشهور است. واحد سنجش جریان الکتریکی در سیستم اس‌آی، به نام او نامگذاری شده است. اولین اکتشاف او در ریاضیات، «تئوری ریاضی بازیهای قمار» در سال ۱۸۰۲ منتشر شد و مورد توجه دالامبر قرار گرفت.

کارنو:

نیکلا لئونار سعدی کارنو (به فرانسوی: Nicolas Léonard Sadi Carnot) (۱۷۹۶ - ۱۸۳۲) که بیشتر با نام سعدی کارنو شناخته می‌شود، فیزیک‌دان فرانسوی بود که قانون دوم ترمودینامیک را کشف کرد و چرخه کارنو در ماشین‌های گرمایی به نام اوست.

کارنو در یک خانوادهٔ برجسته و ممتاز فرانسوی به دنیا آمد. پدرش لازار کارنو (۱۷۵۳ تا ۱۸۲۳) ریاضی‌دان انقلابی، طراح نقشه‌های جنگی، پدیدآورندهٔ چهارده ارتش جمهوری فرانسه و از شخصیت‌های برجستهٔ دولتی محسوب می‌شد که به علت ابداع روش‌های نوین و مؤثر جنگی برای مقابله با دول اروپایی «طراح پیروزی» نام گرفته بود. برادرش آزادی‌خواه و سیاست‌مداری برجسته بود و برادرزاده‌اش، ماری فرانسوا سعدی کارنو، به ریاست جمهوری فرانسه رسید. پدر کارنو به فرهنگ و ادب فارسی عشق می‌ورزید و به علت علاقهٔ وافرش به سعدی، شاعر پرآوازهٔ ایرانی، نام میانی فرزندش را سعدی نهاد.

Sadi Carnot.jpeg

ماکسول:

جیمز کلرک ماکسول (به انگلیسی: James Clerk Maxwell) (زاده۱۳ ژوئن ۱۸۳۱ در ادینبورگ؛ درگذشته ۵ نوامبر ۱۸۷۹ در کمبریج)، از فیزیکدانان بریتانیایی بود.

ماکسول در چهارده سالگی، نوشتاری در مورد بیضی‌ها منتشر کرد و سال ۱۸۵۴ تحصیلات خود را به پایان رسانید.

جیمز کلرک ماکسول و همسرش کاترین در سال ۱۸۶۹

هایزنبرگ:

ورنر هایزنبِرگ (۱۹۰۱ - ۱۹۷۶)، فیزیکدان آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل فیزیک و یکی از بنیانگذاران فیزیک کوانتومی. وی در سال ۱۹۰۱، در وورتسبورگ و در یک خانواده دانشمند متولد شد . تحصیلات خود در فیزیک را زیر نظر آرنولد زومرفلد به پایان رسانید. در سال ۱۹۲۴ دستیار ماکس بورن در گوتینگن بود و بعد در کپنهاگ با نیلز بوهر همکاری می‌کرد. او در سال ۱۹۷۶ در مونیخ درگذشت.

مهم‌ترین کشف هایزنبرگ نامعادلهٔ مشهور عدم قطعیت است . این نامعادله می‌گوید که در مکانیک کوانتومی، قطعیت اندازه‌گیری تکانه و مکان با هم رابطهٔ معکوس دارند . اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به طور ریاضی به شکل زیر نوشته می‌شود:

 \Delta x \cdot \Delta p   \ge \frac{h}{4\pi} = \frac{\hbar}{2}

کارهای باارزش دیگر هایزنبرگ در فیزیک ذره‌ای و هسته‌ای است.

ورنر هایزنبرگ

هرتز:

هاینریش رودلف هرتز (۱۸۵۷-۱۸۹۴) در شهر هامبورگ در کشور آلمان به دنیا آمد. به خاطر او هرتز به عنوان یک یکا در دستگاه SI در نظر گرفته شده‌است. او اولین کسی بود که وجود امواج الکترومغناطیسی را ثابت کرد.

او در رشته‌های فیزیک و مهندسی در شهرهای برلین، مونیخ و درسدن به ادامه تحصیل پرداخت. در دانشگاه، او زیر نظر استادانی مانند هلمهولتس تحصیل کرد. در سال ۱۸۸۰ مدرک دکترای خود را گرفت ولی تا سال ۱۸۸۳، هنگامی که خود به منصب استادی فیزیک تئوری در دانشگاه کیل در آمد، به صورت دانشجوی هلمهولتس باقی ماند. در سال ۱۸۸۵ استاد تمام وقت در دانشگاه کارلسروهه شد؛ جایی که امواج الکترو مغناطیسی را کشف کرد.

هاوکینگ:

استیون ویلیام هاوکینگ (به انگلیسی: Stephen William Hawking) (زاده ۸ ژانویه ۱۹۴۲) یک فیزیکدان نظری و کیهان‌شناسی بریتانیایی است که کارهای علمی اش سابقه‌ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش‌هایش او را به یک چهرهٔ محبوب تبدیل کرده است. در حال حاضر، او عضو جامعهٔ سلطنتی هنر، یک عضو ثابت جامعهٔ اسقفان دانشمند و در سال ۲۰۰۹ میلادی دریافت کننده‌ مدال آزادی ریاست جمهوری امریکا است.

استیون هاوکینگ به مدت سی سال دارنده کرسی ریاضیات لوکاس بوده، از سال ۱۹۷۹ میلادی تا یکم اکتبر ۲۰۰۹. او به خاطر کاری‌های که در زمینهٔ کیهان‌شناسی و جاذبه کوانتوم انجام داده است، به ویژه در زمینهٔ سیاه چاله شناخته شده است. او همچنین موفقیتی در کار کردن بر روی موضوعات مشهور به ویژه با بیان کردن نظریه‌های خودش کسب کرد، علاوه بر همه این‌ها کتاب او تاریخچه زمان که با رکوردی ۲۳۷ هفته‌ای به عنوان پرفروش‌ترین کتاب در بریتانیا باقی ماند باعث شهرتش شد.

هاوکینگ مبتلا به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک است، وضعیتی که پس از سال‌ها، پیشرفت بیماری در بدنش او را به صورت یک فلج کامل درآورده است.

استیون هاوکینگ در ناسا، ۱۹۹۹ میلادی

هوک:

رابرت هوک( ۱۸ ژولای ۱۶۳۵ – ۳ مارچ ۱۷۰۳ ) عضو انجمن سلطنتی، یکی از فلاسفه علوم طبیعی، معمار و دانشمند علوم معقول و منقول انگلیسی است که نقش مهمی را در انقلاب علمی در هر دو زمینه کاری تجربی و تئوری ایفا کرد . وی با بررسی حرکت سیارات به دور خورشید، برای نیروی گرانشی قانون عکس مجذور فاصله را پیشنهاد کرد که بعدها مورد استفاده ایزاک نیوتن قرار گرفت.

در مکانیک و فیزیک، قانون هوک تقریبی است از رفتار برخی از مواد که آنها را کشسان خطی (ارتجاعی خطی) می‌نامیم. در این گونه مواد جابجایی/کرنش متناسب است با نیرو/تنش ایجاد کننده آن. به عبارت دیگر:

 \mathbf{F}=-k\mathbf{x} \

که:

x: جابجایی فنر فشرده یا کشیده شده از نقطه تعادل آن است.
F: نیروی وارده بر فنر
k: ثابت فنر است که یکای آن نیرو بر واحد طول است (در دستگاه SI نیوتن بر متر)
 

هیچ تصویر معتبری از رابرت هوک وجود ندارد.

 

تسلا:

نیکولا تسلا (به انگلیسی: Nikola Tesla) زاده ۱۰ ژوئیه ۱۸۵۶ در امپراتوری اتریش-مجارستان - متوفی ۷ ژانویه ۱۹۴۳ در نیویورک در ایالت نیویورک، مخترع، فیزیکدان و مهندس صربی الاصل آمریکایی


یکای قدرت میدان مغناطیسی در دستگاه اس‌آی به نام او تسلا نام گرفته‌است. مهم‌ترین کار شایسته او در مهندسی برق قابل استفاده کردن جریان متناوب در صنعت بوده‌است.

تسلا امروزه مخترع رادیو و نیز «مخترع قرن بیستم» شمرده می‌شود.

تسلا حداقل در سه کشور، کرواسی، صربستان و ایالات متحده آمریکا به عنوان قهرمانی ملی مورد تجلیل است.

Tesla3.jpg

بور:

نیلز هنریک داوید بور (به دانمارکی: Niels Henrik David Bohr) ( اکتبر ۱۸۸۵ - ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲، کوپنهاگ، دانمارک) دانشمندی دانمارکی بود که شهرت او بیشتر به علت ردکردن مدل اتمی ارنست رادرفورد و ابداع مدل اتمی خود است.

فرهنگستان علوم سوئد در نوامبر سال ۱۹۲۲ جایزهٔ نوبل فیزیك را به نيلز بور اعطاء كرد. او ششمين دانماركی و نخستين فيزيكدان دانماركی بود كه به آن نشان افتخار دست می‌یافت. بور در دههٔ ۱۹۳۰ ضمن ادامهٔ كار برروی نظریهٔ كوانتومی، سهمی نيز در پیش‌برد زمينهٔ جديد فيزيك هسته ای داشت. برداشت او از هستهٔ اتم كه وی آن را به "قطره‌ای مايع" تشبيه كرد، قدم مهمی در راه درك پديده‌های هسته‌ای بسياری شد. مدل او به‌ويژه در درك نحوهٔ شكافت هستهٔ اتم كه در سال ۱۹۳۹ مشاهده شد نقشی كليدی داشت. پس از جنگ جهانی دوم، بور به منظور محدود ساختن خطرات جنگ هسته‌ای در ماه ژوئن ۱۹۵۰ نامهٔ سرگشاده‌ای خطاب به سازمان ملل متحد نوشت و درخواست خويش مبنی بر ایجاد يك «دنيای آزاد» را به عنوان پيش‌شرط صلح تكرار كرد وی پیش از این نیز در زمینهٔ صلح بین‌الملی تلاش کرده بود. از جمله فعاليت‌های علمی بعدی او می‌توان به نقش رهبرانهٔ او در سال ۱۹۵۵ در سامان دادن به مؤسسه‌ای دانماركی برای استفادهٔ سازنده از كار‌مایهٔ هسته‌ای اشاره کرد.

Niels Bohr.jpg

دیراک:

پل آدرین موریس دیراک (به انگلیسی: Paul Adrien Maurice Dirac) ‏ (۸ اوت ۱۹۰۲ در بریستول، انگلستان - ۲۰ اکتبر ۱۹۸۴ در تالاهاسی، فلوریدا)، فیزیکدان و ریاضیدان بریتانیایی و از پایه‌ریزان مکانیک کوانتومی بود و در سال ۱۹۳۳ برنده جایزه نوبل شد.

برخی دیراک را (از نظر سواد ریاضی و مبانی نظری) تنها رقیب واقعی معاصر انشتین میدانند، و برخی همانند استیون هاوکینگ از دیراک بعنوان «بزرگترین فیزیکدان نظری از زمان اسحاق نیوتن تا کنون» نام برده اند. بیوگرافی دیراک از او با لقب «صوفی اتم» یاد کرده است.

او در سال ۱۹۲۶ توانست یک فرمول‌بندی عمومی از مکانیک کوانتومی به دست آورد، که در هر دوی نظریات مکانیک ماتریسی هایزنبرگ و مکانیک موجی شرودینگر در حالتهای خاص صادق باشد. یکی دیگر از حالتهای خاص این فرمولبندی عمومی، مکانیک کلاسیک بود.

در ۱۹۲۸ دیراک توانست از قاعده پائولی، معادله دیراک را که به اسم او نامگذاری شده است، به دست آورد. این معادله که بر خلاف معادله شرودینگر نظریه نسبیت خاص را نادیده نمی‌گیرد، برای توجیه تابع موجی الکترونها در حالت نسبی در نظر گرفته می‌شود . این معادله از این رو اثر زیمن را در نظریه‌اش توضیح می‌دهد. دیراک به همین خاطر توانست، موجودیت پوزیترون را پیش‌بینی کند و همچنین نشان دهد که اسپین یک اثر نسبیتی است. این ذره برای نخستین بار در سال ۱۹۳۲ مشاهده شد.

از این گذشته تابع دلتای دیراک (همانطور که از نامش بر می‌آید) و نمایش برا-کت (bra-ket) حالتهادر فضای هیلبرت نیز به دیراک برمی‌گردد.

سال ۱۹۳۳ دیراک به همراه شرودینگر جایزه نوبل فیزیک را به خاطر معرفی یک مدل اتمی جدید به دست آورد. ۱۹۵۲ نیز، دیراک صاحب مدال ماکس پلانک شد . از این گذشته به افتخار این دانشمند بزرگ، مدال دیراک به خاطر زحمتهای علمی دیگر دانشمندان به وجود آمده است

از دیگر مفاهیمی که یا اسماً یا سابقاً به دیراک مربوط میشود میتوان موارد زیر را برشمرد:

  • دریای دیراک
  • ریسمان دیراک
  • آمار فرمی-دیراک
  • تک‌قطبی، تک‌قطبی مغناطیسی
  • فرمیون دیراک
  • اسپینور دیراک
  • عملگر دیراک

Dirac 3.jpg

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 22:13  توسط سپیده مریم  | 

نظریه

برای فهمیدن بعضی مطالب این وبلاگ باید با بعضی مطالب آشنا باشید :


نظریه یا نگره: بسته به رشته و رویش معنی‌های مختلفی دارد.

تئوری یا نظریه به مجموعه مباحثی گفته می‌شود که برای بررسی وضعیت یا موقعیت  سیستمی به کار رود.

نظریه می‌تواند کاملا جنبه غیر تجربی داشته باشد مثل نظریه های ریاضی و یا جنبه تجربی برای بخش هایی از

آن مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر نظریه را می‌توان بر اساس نتایج تجربی نیز پایه گذاری کرد. منطق و

ریاضی دارای نظریه‌های اولیه هستند و علوم دیگر از جمله شیمی  فیزیک و پزشکی بر پایه نظریه‌های مبنی بر

آنها می‌باشند.

نظریه علمی نگره‌ای است که ویژگی‌های علمی داشته باشد:

  • سازگاری درونی و بیرونی (نامتناقض)
  • صرفه‌جو (در توضیح و پیش‌فرض‌های اضافه)
  • کاربردی
  • تجربی و رد شدنی
  • پویا
  • جلورونده (دست‌یابی به و جلو رفتن از نتایج نظریه‌های قبلی)
  • مشروط و آزمایشی

تئوری را می‌توان روشی برای درک یا مشاهده واقعیتها دانست، سیستم تفکری که خیلی عمیقترو پویا تر از

تجربیات روزمره می‌باشد . تئوریهایی که به یکدیگر مرتبط هستند یک سیستم یا یک علم را تشکیل می‌دهند.

دست اندرکارانی که این سیستم را بدانند و سیله با قدرتی برای مشاهده و تغییر و قایع در اختیار دارند . این

وسیله قوی بر نگرش وشیوه جوابگویی او در کارهایش تاثیر می گذارد چون حوزه ادراکاتش وسیعتر و عمیق تر

می‌گردد و می‌تواند پی آمدهای دور از ذهن را تعیین و پیش بینی کند و راه حلهای سنجیده تر و بهتر را برگزیند .

تعریف تئوری:

یک نظریه مجموعه‌ای از سازه‌ها ( مفاهیم ) تعاریف و گزاره‌های به هم مرتبط است که از طریق مشخص

ساختن روابط بین متغیرها، با هدف تبیین و پیش بینی پدیده‌ها دید نظام یافته‌ای از پدیده‌ها ارائه می‌کند (

کرلینگیر، 1377)

خصوصیات تئوری :

- تئوری باید توانایی تعیین حقایق مورد مشاهده مربوط به یک مسئله را داشته باشد باید توصیف و تعیین کند

چرا یک پدیده تحت یک شرایط خاص اتفاق می افتد . تئوری که پیچیده گی کمتری داشته باشد از تئوری که

دارای پیچیدگی‌های بیشتری است ارزنده تر می‌باشد. 2- یک تئوری باید با حقایق مورد مشاهده شده و با بدنه

دانش مغایرت نداشته باشد 3- تئوری باید ابزارهای لازم را برای آزمون خود داشته باشد به این معنی که در

صورت تأیید باید بتوان فرضیه‌هایی قیاسی دیگری از آن استنتاج کرد و پیامدهای آن را پیش بینی کرد.

تئوری نقد :

از مهم‌ترین تئوری‌ها تئوری نقد است که در آن به بررسی درستی و نکات مثبت و منفی دیگر تئوری‌ها می‌پردازند

نظریه‌ها و مفاهیم :

هدف اصلی علم فیزیک توصیف تمام پدیده‌های طبیعی قابل مشاهده برای بشر توسط مدل‌های ریاضی (به ا

صطلاح کمی کردن طبیعت)است. تا قبل از قرن بیستم، با دسته بندی پدیده‌های قابل مشاهده تا آن روز، فرض

بر این بود که طبیعت از ذرات مادی تشکیل شده است و تمام پدیده‌ها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش بین ذرات

(برهمکنش‌های گرانشی و الکترومغناطیسی) رخ می دهند. برای توصیف این پدیده‌ها نظریه‌های زیر به تدریج

شکل گرفته و تکامل یافتند:

  1. مکانیک کلاسیک (توصیف رفتار اجسامی که اندازه ای معمولی دارند و با سرعتی معمولی در حال حرکتند
  2. الکترومغناطیس(توصیف رفتار مواد و اجسام دارای بار الکتریکی)
  3. ترمودینامیک ومکانیک آماری (توصیف پدیده‌های مرتبط با گرما بر حسب کمیت‌های ماکروسکوپی و یا میکروسکوپی)

به مجموع این نظریه‌ها فیزیک کلاسیک گفته می‌شود.

در ابتدای قرن بیستم پدیده‌هایی مشاهده شدند که توسط این نظریه‌ها قابل توصیف نبودند. بعد از پیشرفتهای

بسیار بنیادی در ربع اول قرن بیستم نظریه‌های فیزیکی با نظریه‌های کاملتری که این پدیده‌ها را نیز توصیف

می‌کردند جایگزین گشتند. مهم‌ترین تغییر تشکیل دو دینامیک متفاوت برای اجسام ریز و اجسام بزرگ است.

چون دینامیک اجسام بزرگ از لحاظ فلسفی به دینامیک قبلی نزدیکی زیادی دارد( بر خلاف دینامیک اجسام ریز

که فلسفه‌ای کاملاً متفاوت با آن دو دارد) نظریه‌ها به دو دسته استفاده کننده از دینامیک بزرگ (اصطلاحاً

کلاسیک) و کوانتمی تقسیم شدند.نظریه‌های فیزیک مدرن عبارت اند از:

  1. نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام بزرگ)
  2. مکانیک کوانتمی (دینامیک اجسام ریز)
  3. مکانیک آماری (حرکت آماری ذرات بر پایه دینامیک کوانتمی)
  4. الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص)

بعدها با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هسته‌ای قوی و برهمکنش هسته‌ای ضعیف) برای فرمولبندی

آنها هم اقدام شد و از نسبیت خاص برای تمام نظریه‌ها استفاده شد و کل نظریه‌ها عبارت شدند از :

۱- نسبیت عام

۲-مکانیک آماری

۳- الکترودینامیک کوانتمی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتمی)

۴-کرومودینامیک کوانتمی QCD (برهمکنش هسته‌ای قوی و دینامیک کوانتمی)

۵-نظریه ضعیف کوانتمی (برهمکنش هسته‌ای ضعیف و دینامیک کوانتمی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک نظریه

الکترو ضعیف کوانتمی را ساخت)

تمام این نظریه‌ها به جز نسبیت عام از دینامیک کوانتمی استفاده می‌کنند. به مجموعه‌ای ازQED وQCD ونظریه

ضعیف اصطلاحآ مدل استاندارد ذرات بنیادی گفته می‌شود.

امروزه بسیاری از فیزیکدانان به دنبال متحد کردن چهار برهمکنش (نظریه وحدت بزرگ) می‌باشند که مشکل

اصلی وارد کردن گرانش و استفاده از دینامیک کوانتمی برای گرانش می‌باشد. نظریه‌های گرانش کوانتمی و به

خصوص نظریه ریسمان از نمونه‌های این تلاشها است. همچنین بیشتر نظریه‌های جدید از مفهومی به نام میدان

استفاده می‌کنند که به نظریه‌های میدان مشهور هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 20:37  توسط سپیده مریم  | 

مقدمه فیزیک

:: فیزیک علمی است که به بررسی پدیده های علمی می پردازد یعنی هر چه که در طبیعت می

تواند پیش بیاید. این تعریف به یک تعبیر تمام علوم پایه به جز ریاضی را در بر می گیرد.  فیزیك

یكی از شاخه های مهم " شاید مهم ترین " علوم طبیعی بوده و بررسی تمام پدیده های طبیعی

را به نحوی زیر پوشش خود قرار می دهد علم فیزیك در مطالعه عناصر تشكیل دهنده ماده یا

جسم مادی و عمل متقابل این عناصر غیر قابل انكار و بررسی چنین برهم كنشها ، خواص جسم

مادی را در پیش روی ما قرار داده و دسترسی به مجهولات پدیده های طبیعی را آسان می كند .

فیزیك علاوه بر بررسی ساختار جسم مادی و عوامل تشكیل دهنده آن ، ارتباط نزدیك با سایر

علوم طبیعی در رشته و بعنوان یك پدیده بنیادی در تمامی پژوهشهای علمی كاربرد وسیعی را

به خود اختصاص می دهد . بررسی اوضاع و احوال علومی نظیر انرژی ، نور ، مكانیك " جامدات و

سیالات " شیمی ، نجوم ، زمین شناسی بدون استفاده از فیزیك امكان ندارد    فیزیك از كی به

عنوان علمی مجزا مطرح شد ؟ ::  فیزیك و فلسفه را در یونان قدیم به سختی می توان از یكدیگر

تفكیك كرد  در دوران اسلامی كسانی مانند كمال الدین فارسی و ابوریحان بیرونی تجربه هایی

به مفهوم امروزی علم فیزیك انجام دادند . زمینه های بحث در مورد برخی مفاهیم امروزی فیزیك

مانند لختی در نوشتار های اخوان الصفا مشاهده می شوند اما شروع علم فیزیك به معنای مادر

علوم طبیعی را باید با گالیله و نیوتون دانست . گالیله برای اولین بار پدیده نوسان آونگ را

فرمولبندی كرد و نیوتون قوانین حركت و نیروی گرانش زمین را، به این ترتیب مفهوم مدل سازی

برای پدیده های طبیعی در فیزیك شروع شد . به این معنا كه برای درك پدیده های طبیعی ابتدا

آن را به ساده ترین حالت ممكن تحویل می كنند یا فرو می كاهند ، و سپس برای پدیده ساده

شده یك مدل ریاضی همراه با مفاهیمی ساده و برگرفته از طبیعت می سازند . بنابراین مدل

سازی همراه با تحویل یا فروكاست ، بنیان روش های نوین علم فیزیك است . این مدل سازی به

ما اجازه می دهد پدیده های طبیعت را درك كنیم و در هر مورد پیش بینی كنیم . برای مثال با

شناختن قوانین مربوط به گرانش ، می توان پیش بینی كرد كه گلوله پرتاب شده از یك توپ

دریایی در جنوب خط استوا آیا به هدف خواهد خورد ؟ این روش كه به طور بسیار گسترده در

كتاب اصل نیوتن به كار رفته است در تمام پیشرفت های بعدی فیزیك مشاهده می شود و از آن

پس مبنای تمام علوم طبیعی دیگر قرارگرفته است . تا حدی كه با مسامحه آن را تنها روش

علمی می نامند این روش علمی در قرن هجدهم آنچنان تاثیری در فلاسفه گذاشت كه منجر به

عصر روشنگری در اروپا شد.    فیزیك به چندشاخه تقسیم می شود ؟ ::   فیزیك به چندشاخه

تقسیم می شود ؟ تقسیم بندی فیزیك به شاخه های مختلف بستگی به برداشت فیزكدان دارد .

در اوایل قرن بیستم مرسوم شد كه فیزیك به دو قسمت عمده نظری و تجربی تقسیم گردد ، كه

هركدام از زیر شاخه های گوناگون تشكیل می شود . زیر شاخه های سنتی عبارت بودند از :

مكانیك كه به بررسی حركت و نیرو می پردازد . گرچه به طور سنتی گاهی مبحث بررسی نیروها

كه دینامیك خوانده می شود به عنوان شاخه ای جدا از مكانیك مطرح شده است . دیگر

الكتریسته و مغناطیس كه اواخر قرن نوزدهم تحت عنوان الكترمغناطیس و یا الكترودینامیك ،

یكی شد و رشته برق از آن منتزع شد . شاخه دیگر فیزیك حرارت است كه امروزه تحت عنوان

ترمودینامیك و فیزیك آماری مطرح می شود . از اوایل این قرن فیزیك اتمی ، فیزیك هسته ای ،

فیزیك كوانتومی به مرور به عنوان شاخه های دیگر از فیزیك ، باب شده اند . فیزیك مواد كه ابتدا

بخشی از فیزیك كوانتومی بود ، با یشرفت این شاخه از فیزیك با نام فیزیك ماده چگال به صورت

شاخه ای بسیار مهم از فیزیك در آمده است كه الكترنیك بخشی از آن محسوب می شود . اینها

شاخه های عمده فیزیك هستند و ذكر زیرشاخه های دیگر مانند فیزیك پلاسما ، اختر فیزیك ،

كیهانشناسی ، ذرات بنیادی و غیره شاید از حوصله این بحث خارج باشد . نكته قابل توجه اینكه

تحولات چند دهه اخیر در فیزیك تقسیم بندی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را به هم زده

است . تعداد زمینه های فیزیك در استاندارد بین المللی بیش از 3800 عنوان است . یعنی هر

فیزكدان متخصص در یكی از این 3800 زیر شاخه یا زمینه كار پژوهشی انجام می دهد.    فرق

فیزیك جدید و فیزیك سنتی در چیست ؟ ::  فیزیك جدید لفظی است كه بر پیشرفت های فیزیك

قرن بیستم اطلاق می شود . عمده این پیشرفت ها در فیریك نسبیتی و فیزیك كوانتومی حاصل

شده است . فیزیك نسبیتی را اینشتن و كوانتومی را هایزنبرگ و شروردینگر ابداع كردند .

نسبیت خاص در سال 1284 ، نسبیت عام در سال 1295 و فیزیك كوانتومی در حدود سال های 1304

عنوان شد . این نظریه های فیزیك چند مفهوم را به طور انقلابی تغییر دادند . نسبیت خاص

بدون اینكه خاص مفاهیم جدیدی ابداع كند معنای تازه ای به دو مفهوم زمان و مكان داد . بدین

معنا كه مطلق بودن همزمانی میان دو رویداد در این نظریه از بین رفت . از آن پس دانستیم كه

زمان و همزمانی مفاهیم مطلقی نیستند و وابسته به ناظری هستند كه مشاهده می كند . این

تغییر معنا بقدری اساسی و بنیادی بود كه فیزكدان های معتبر آن زمان جمله لورنس و پوانكاره

كه هر دو تالیفات متعددی در این زمینه داشتند سال ها به این نظریه با شك و تردید نگاه می

كردند . لورنس حتا تا آخر عمرش ، یعنی بیست و چهار سال بعد از ابداع نظریه نسبیت نتوانست

نسبیت خاص را بپذیرد . پذیرش نسبیت عام مشكل كمتری داشت . این نظریه با كمك ریاضیات

بسیار پیچیده تری فرمولبندی شده بود و تغییر مفهومی عمده ای را به همراه نداشت . به همین

دلیل فیزكدانان كمتر متعرض آن شدند.  در فیزیك كوانتومی چند مفهوم اساسی مكانیك تغییر

كرد و مفاهیم جدیدی وارد فیزیك شد . از جمله این فرض بدیهی كه می توان همزمان مكان و

سرعت یك ذره با هر دقت دلبخواه اندازه گیری كرد ، نقض شد . پس نمی توان شرایط یك ذره را

در یك لحظه به دقت تعیین كرد و مثلاً همزمان گفت كه در كجاست و چه سرعتی دارد . به این

ترتیب مفهوم مسیر ذره بی معنا می شود و فقط می توان گفت كه ذره با چه احتمالی در یك

محل ممكن است یافت شود.  این سه نظریه نسبیت خاص و عام و فیزیك كوانتومی ، تغییرات

بسیار عمده در دید ما نسبت به طبیعت به دنبال آورند ، و هم منجر به كشف پدیده های بسیار

پیچیده تر ، درك اتم و هسته آن و داخل هسته شدند و هم پیشرفت های صنعتی شگرفی را به

دنبال آورند . این تحول را در بیشتر مصنوعات تكنولوژی می توان دید . اما باید توجه داشت كه

این انقلاب های علمی و روش فروكاست و مدل سازی را در فیزیك هنوز حفظ كرده اند . بنابراین

فرق فیزیك جدید و فیزیك قبل از آن به فیزیك نیوتونی می گویند در مفاهیم جدید و تغییر بعضی

مفاهیم قبلی است اما نه در روش علمی.   شاخه های سنتی فیزیك :: تا پایان قرن نوزدهم و

شروع قرن بیستم ، حیطه عملیات علم فیزیك را در علومی نظیر : مكانیك ، ترمودینامیك ،

الكتریسیته ، مغناطیس ، صدا و نور خلاصه می دانستند . مثلا: مكانیك را علم الحركات و نور را

برای دستیابی به علم اپتیك و صدا و شنوائی را برای دسترسی به علم اكوستییك و

الكترومغناطیس را بعنوان رابط با تمامی شاخه های ذكر شده بكار می گرفتند . علم مكانیك

بعنوان شاخص ترین رشته های علم فیزیك بكار گرفته شد و بسرعت توسعه یافت و به دو بخش

استاتیك ودینامیك تقسیم گردید. قوانین بیشماری در ارتباط با استاتیك و دینامیك مطرح شد كه

اغلب آنها امروز نیز در فعالیتهای علمی ـ صنعتی ـ ورزشی مورد استفاده قرار می گیرند " در

مقالات آتی به این قوانین و كاربرد آنها در ورزش اشاره خواهد شد ". در شروع قرن بیستم

دیدگاه ها نسبت به علم فیزیك دستخوش دگرگونی گردید و شاخه جدیدی بنام فیزیك نوین

خصوصا بررسی انرژی هسته ای بدان اضافه شد . این تغییرات بیشتر تحت تاثیر اندیشه های

نوین ، ستاره تابناك و جاویدان عالم فیزیك یعنی " آلبرت انیشتین " قرار داشت . انیشتین دیده

فیزیك دانان ، عالمان و دانشمندان را نسبت به فضا ، زمان و سرعت و حركت بكلی دگرگون

ساخت و مسائل پیچیده نیروی جاذبه ومعماهای كهكشانها را حل نمود . كارهای علمی انیشتین

و معادلات و برداشت او از نیروی جاذبه " كه بنحو چشم گیری با تعریف نیروی جاذبه نیوتن

اختلاف دارد " زمان فعلی را پوشش میدهد و قوانین ارائه شده او برآینده جهان تاثیر خواهد

گذاشت . ثقل انیشتینی یا " نسببیت عام " همانطوری كه بر اجرام سماوی و اقمار و ستارگان و

سفینه ها اثر میگذارد ، مطمئنا رشته های مختلف ورزش را متحول و متاثر خواهد كرد . چرا كه

سرعت در بیدار كردن انرژی نهفته اجسام رل اساسی بازی می كند و این مهم در فرمول E= mc

انیشتین بیان شده . می دانیم سرعت و شتاب در كسب ركوردهای بالا رل اساسی را بازی می

كند و كسب انرژی بالا توسط ورزشكار " یعنی فرمول انیشتین " قادر به خلق ركوردهای غیر

قابل باور در سالهای 2500 یا 3000 میلادی خواهد بود . البته آنچه در رابطه باانرژی نهفته و

سرعت گفته شد ، می تواند بعنوان خیال پردازی تلقی شده ، ولی آینده ركوردهای حیرت انگیز

در رشته های گوناگون ورزشی بستگی به سرعت و جذب انرژی دراین راستا دارد . بهر صورت با

بكارگیری و استفاده از ثقل انیشتینی و حذف ثقل نیوتنی " به هر حال در مقابل ثقل انیشتینی

قابل هضم نیست " كار ركوردها و ورزش نیز بهمین جا ختم نمی شود . به هر صورت فیزیك نوین

ایجاب می كند در هر زمان ، اصول و مبانی و تفكرات قبلی دانشمندان علوم ریاضی ـ فیزیك مورد

بررسی قرار گرفته و تغییرات جدید بكار رود.     كاربرد علم فیزیك در ورزش :: كاربرد علم فیزیك

و علوم وابسته علم مكانیك و مكانیك زیستی " بیومكانیك " در تكنیك و مهارتهای ورزشی  حدودا

از سال 1914 میلادی اهمیت استفاده از قوانین علم فیزیك و رشته های وابسته آن خصوصا علم

مكانیك در فعالیتهای روزمره و ورزشی مورد توجه قرار گرفت . خانم واتز " WATTS " درهیمن

سال با بكارگیری وسایل تحقیقاتی ساده ، اهمیت درك و كاربرد صحیح اصول علم مكانیك را در

فعالیتهای روزانه و ورزشی گوشزد نمود و گفت  زمانیكه این اصول كاملا تفهیم شد ، آنوقت ما

مجاز به استفاده از آنها نه تنها برای تمرینهای بخصوص ، بلكه در تمام رشته های ورزشی و

فعالیتهای عادی روزمره هستیم  خانم واتز گفت : كاربرد درست اصول علم مكانیك ، نتایج

فعالیتهای ورزشی شما را مطلوبتر و از جراحات هولناك به نحو چشم گیری پیش گیری می نماید

. ناخودآگاه ، در حركات ورزشی و فعالیتهای ورزشی روزمره قوانین علم مكانیك و مكانیك

زیستی " بیو مكانیك " نظیر ، قوانین نیروی جاذبه ، تعادل ، حركت ، طرز بكار بردن اهرم ، نیرو ،

شناوری " در ورزشهای آبی " برخورد و پرتاب و غیره مورد استفاده قرار می گیرند . از سال 1950

میلادی سود جستن از این علوم و رقابتهای المپیك و بین المللی توسط كشورهای صاحب

در ورزش خصوصا شوروی سابق جنبه جدی و ظهور خط سیاسی در ورزش را هر چه بیشتر

دامن زد . كاربرد قوانین فیزیك زمانی شگفتی آفرید كه ورزشكاران آلمان شرقی سابق با شركت

خود در مسابقات بین المللی و ثبت ركوردهایی باور نكردنی در اكثر رشته ها ، دو كشور صاحب

نام ورزشی یعنی شوروی سابق و آمریكا را مات و مبهوت نمودند.  انستیتوهای ورزشی آلمان

شرقی با تجهیزات آزمایشگاهی فوق مدرن و اساتید مجرب و صاحب كلاس و با ارائه سیستم

های مدرن و جدید تمرینی و تربیتی و خلق تكنیك های باور نكردنی بر مبنای قوانین علم مكانیك ،

فاصله خود را در تحقیقات علمی ورزشی با سایر كشورها به نحو چشم گیری عمیق تر كردند .

این چنین تكنیك های علمی تا حدود زیادی موضوع شانس یا بهانه قرعه سخت و جهت گیری دارو

بنفع كشور خاصی را خنثی كرد و ثابت نمود ، تنها ورزشكاران صاحب تكنیكهای علمی كامل و بی

نقصی می توانند مبارز به طلبند. 




 منبع: سامان سپهوار

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 14:27  توسط سپیده مریم  |